فرسایشی شدن جنگ و شرایطی كه ذكر آنها گذشت غیر از اینكه در مردم احساس خستگی بوجود میآورد 2 نتیجه دیگرهم داشت: اول اینكه همه مسؤولان كشور چون طی چند سال برنامههای خود را با جنگ هماهنگ كرده بودند كم كم به آن عادت كرده و دیگر در برنامهریزیها نگاهشان به جنگ مانند نگاه به یك عنصر همیشگی در حاشیه بقیه مسایل و مسؤولیتها بود. و دوم اینكه رزمندگان و بخصوص داوطلبین بسیجی كه در جبههها در شرایط نه حمله و نه دفاع قرار گرفته بودند و تنها فعالیتشان به غیر از مقاطع خاص و كوتاه عملیات ـ عموما شركت در درگیریهای كوچك بود، آتش شور و اشتیاقشان آرام آرام فروكش میكرد و از شرایط حاكم بر جنگ خسته میشدند. افت روحیه رزمندگان از اطمینان فرماندهان به نگه داشتن جنگ در توازن میكاست. زیرا «روحیه بالا و خوب نبرد واحدهای مختلف نظامی در شرایط جنگی به عنوان یك شكل ظاهری مضاعفی از انضباط تلقی میشود». و از بین رفتن نظم یگانها ممكن بود ضایعات جبران ناپذیری به جبهه خودی بزند. مجموعه این شرایط باعث میشد كه به طور كلی جنگ در ایران كم كم علیرغم صلاح كشور و خواست امام در حاشیه قرار گیرد. از آنجا كه انسجام اجتماعی مردم حول مسأله جنگ بود با كم رنگ شدن نقش آن در حیات كشور وحدت مردم نیز دستخوش آسیب میشد.
امام در این مقطع مدام تذكر میدادند كه مسؤولین مراقب شرایط باشند. ایشان همیشه وحدت مسؤولین را گوشزد میكردند كه نمونههایی از آن ذكر شد و بعد نیز خواهد آمد به ائمه جمعه نیز سفارش میكردند « مردم را در صحنه حاضر نگه دارید» و آرزو میكردند كه: «من امیدوارم كه این مردم با بیشتر در صحنه باشند و از جنگ خسته نشوند. جنگ در اسلام یك امری بوده كه از آن وقتی كه اسلام حكومت پیدا كرده جنگ همراهش بود». خطاب به رزمندگان میفرمودند. همانطور كه اشخاص حول كعبه میگردند و عبادت میكنند شماهم در سنگرهایتان عبادت میكنید ... من هر شب به شما دعا میكنم». یا میگفتند «حكم اسلام این است امروز». از جایگاه مرجع مذهبی نیز ضمن بیان اینكه «قضیه جنگ امروز برای همه ما اهمیتش بیشتر از فروع دین است» در پاسخ به استفتائات ، جنگ را بر زیارت مكه، اذن پدر و مادر و ادامه درس طلاب مقدم دانستند.
مجموعه این مواضع حضرت امام مقاومتی بسیار مؤثر بود در برابر آن امواج فرمایشی كه مطمئنا بخشی از زمینه پیروزیهای سال 65 را باید در اینجا جستجو كرد.

مقدمه کتاب: اين مجموعه كه تذكره ي اولياء الهي و بيان خاطرات تلخ و شيرين شهيدي حماسه آفرين، از تبار راست قامتان هميشه ي تاريخ است، در حقيقت نمايانگر اخلاص و صفا و بيانگر شجاعت ها و رشادت هاي كم نظير رزمندگاني است كه عاشقانه و آگاهانه به نداي حسين زمان، لبيك ارادت گفتند و در راه او سر و جان باختند و عاشوراهاي مكرّري را در كربلاي جبهه ها آفريدند.
اين خاطرات و عبارات خواندني و شنيدني، انتخابي است از مجموعه ي خاطرات و دست نوشته هاي تخريبچي گمنام و بسيجي خوشنام،سردار شهيد عليرضا عاصمي ، او كه تا پايان زندگي 24 ساله و سراسر عقيده و مبارزه اش، ناشناخته ماند تا آنجا كه نزديكترين اقوام و دوستانش نيز تا روز شهادتش نمي دانستند، اين دانشجو معلم وارسته و بسيجي شايسته كه
عضو شوراي فرماندهي تيپ ويژه ي پاسداران بود، همزمان فرماندهي تخريب لشكر 43 امام علي عليه السلام و قرارگاه هاي كربلا،نجف اشرف و خاتم الانبياء (ص) را در جبهه هاي جنوب و غرب
كشور بر عهده داشته است و پيشنهاد قبول فرماندهي يا جانشيني لشكر پنج نصر را به دليل اهميت حضور در جبهه ها نپذيرفته است.
به اميد آن كه، همگان و به ويژه نسل جوان و آينده ساز، با مطالعه ي اين خاطرات حماسي و شناخت زواياي اين پروانگان سوخته جان، بيشتر با رمز و راز عشق و عاشقي آشنا شوند و پرچم پرافتخار اين قهرمانان را، شجاعانه تر و مردانه تر بر دوش گيرند و جان وجواني خويش را همچون شهيدان و ايثارگران هشت سال دفاع مقدس فداي اسلام و هدفي مقدس و ماندگار كنند.
ان شاءالله.
ادامه مطلب
جنگ تحميلي؛ روايت امام، روايت ديگران
سال گذشته شاید در چنین ایّامي بود که در برنامهای از صداوسیما دربارهي زمینههای آغاز جنگ چنين گفته شد كه «حس کشورگشایی صدام تکریتی از عوامل اساسی آغاز جنگ بوده است!» تحلیلهایی که عموماً دربارهي خود جنگ تحميلي و دستاوردهای آن ارايه میشود نیز وضع بهتری ندارند. در اين سالها حداكثر آمار و ارقام کشتهها و غنیمتها و نیمنگاهی ـ عموماً ناقص ـ به زندگی شهدا و اشاره به برخی ابتکارات نظامی در دفع تجاوز دشمن را به عنوان دستاوردهاي جنگ هشتساله دانسته و معرفی كردهاند. نتيجهي طبيعي اينگونه روايتها از زمینهها، ماهيت و علیالخصوص دستاوردهای بزرگ جنگ تحميلي شكلگيري اين تلقی در اذهان نسل جوان بوده که جنگ چیزی جز خونریزی و نهایتاً شکست و پذیرش ذلتبار آتشبس نبوده است!
ادامه مطلب
* چندی پیش به همت چند تن از دوستان مشهدی نرم افزاری پیرامون شخصیت شهید محمود کاوه - از سرداران شهید استان خراسان- با حمایت یکی از نهاد های دولتی در استان تهیه و در اختیار علاقه مندان قرار دادیم وبرای توزیع گسترده آن از چند سازمان و نهاد دولتی استمداد خواستیم که با جواب منفی آنها روی به تهران پایتخت ایران نهادیم با این امید که در پایتخت خبرهایی هست! ابتدا به بنیاد حفظ آثار مراجعه کردیم که جواب آنها فقط تشویق و تمجید ثوابی که از این کار نصیبمان شده بسنده کردند.
* پس از چندی با کمال تعجب دیدیم که بنیاد خود اقدام به باز تولید نرم افزار نموده است آن هم با نام خود!!! آن هم با صرف هزینه مجدد از بیت المال!
و در جواب اعتراض ما گفتند که هدفشان خیر بوده است که احتمالا با عدم باز تولید آن به خیر نمی رسیدند.
* بعد از آن به نشر شاهد بزرگترین تولید کننده آثار شهدا در کشور رفتیم که بعدا دیدیم آنها نیز نرم افزار را با نام خودشان باز تولید نموده اند آن هم با این توجیه که از لحاظ ظاهری باید مشابه دیگر محصولاتشان باشد. حال باید پرسید که این اهمال بیت المال و این حس خودبینی و خود تولیدکنندگی آنهم به نام ترویج فرهنگ شهادت و دفاع مقدس با چه توجیحی انجام می شود.
همه می گفتند،مردم را با دشمن می کنی. شب که شد از یک خانه چند تیر کلاش رسام شلیک شد.انگار طرف داشت می گفت: "اگه راست می گی بزن".
زد.با آرپی جی و خمپاره شصت هم زد. همان شد. کموله و دموکرات زدند از شهر بیرون. رفتند به کوه.
سر فوتبال که می شد همیشه می گفت "من تو تیم بسیجم من اصلا بسیجیم. من پاسدار نیستم که بسیجیم."
با بچه ها که طرف بود، می گفت "اگه ممکنه این قسمت رو بیشتر تقویت کنید" یا می گفت "اگه ممکنه، این نقص ها هست، لطف کنید برطرف کنید" به فرمانده ها که می رسید می گفت "خجالت نمی کشی؟ این همه وقت داری می جنگی، باز وضعت اینه"
می گفت "نیروی بسیجی اومده برای خدا بجنگه. مشکل نداره. از بی عرضگی ما است که نمی تونیم سازمان دهیش کنیم"

همچنین: محمود کاوه/معجزه انقلاب
