اگر به خاطر بیاوریم با سپری شدن مدت كوتاهی از جنگ پیش بینیها از پایان خوش هجوم ناگهانی عراق و شكست چند روزه ایران به تلخی یأس برای هم پیمانان صدام بویژه آمریكا مبدل شد. رهبریهای حضرت امام خمینی (ره) باعث شد كه جنگ عامل پیوند و انسجام روزافزون گردد و حلقه اتحاد مردم حول رهبری ایشان روز به روز تنگتر شود تا افرادی كه با این جریان همسو نبودند در خارج این دایره قرار گیرند. بنیصدر به عنوان یكی از مهمترین عوامل شكستهای شش ماهه ایران در فروردین ماه 59 عزل شد و معادلات سیاسی و نظامی ایران شكل تازهای به خود گرفت. عزل بنیصدر ، افشای توطئهها ، وقایع تكان دهنده پیاپی مثل ترورها و بمبگذاریها همه و همه حقانیت خط امام و مظلومیت آنرا اثبات میكرد . امام نیز بعد از هركدام از وقایع دلخراش در پیامی به مردم آنها را امیدوارتر میكردند و لزوم خشكاندن ریشه تهاجمات را واجبتر. در یك نگاه آماری به صحیفه امام (ره) حجم بیانات و پیامهای امام به مردم ایران تا قبل از سال 63 و بخصوص در اولین سالهای جنگ چندین برابر سالهای بعد است كه نشان از سیاست كنترلی حضرت امام در شرایط بحرانی آنروزها دارد.
سایر مسؤولان هم هر روز به مردم گوشزد میكردند علت اینكه تاكنون نتوانستیم در امر جنگ گشایشی حاصل كنیم كارشكنیها و خیانتهای بنیصدر بوده و امروز فصل جدیدی در این نبرد آغاز شده است. فضای فكری كه آن روزها بر ذهن عموم مردم ایران حاكم شده بود علت مضاعفی شد بر مقبولیت خط امام تا مردم را به انسجامی فوقالعاده برساند. در میان نیروهای نظامی هم بركناری بنیصدر عاملی شد برای نزدیكی سپاه و ارتش در آن مقطع زمانی چرا آنها ریشه اختلافات را خشكیده میدیدند و ضرورت وحدت را نیز لازم. همین عوامل برای پیروزیهای مكرر رزمندگان اسلام كفایت میكرد.
وقتی امام خمینی (ره) در مقام فرماندهی كل قوا بر لزوم شكسته شدن حصر آبادان تأكید كردند ماشین پیشروی ایران در مسیر بازپسگیری مناطق اشغالی شروع به حركت كرد. پس از عملیات ثامنالائمه كه به محاصره آبادان پایان داد در عملیات طریقالقدس رزمندگان اسلام بستان را آزاد كردند. دهلاویه ، غرب شوش و دزفول در عملیات بزرگ فتحالمبین آزاد شد و در نقطه اوج پیروزیها در عملیات بیتالمقدس خرمشهر نیز آزاد گشت. همه این عملیاتها به صورت مشترك و هماهنگ میان نیروهای ارتش و سپاه اعم از زمینی و هوایی اجرا میشد.
ضعف تسلیحاتی عراق ، نداشتن توقع چنین پیروزیهایی از ایران و حضور گسترده نیروهای مردمی در جبهه باعث شد كه تنها عكسالعمل عراق در مقابل بازپسگیریهای مناطق اشغالی توسط ایران تسریع در عقبنشینی و فرار از منطقه باشد. در طول قریب به 9 ماه بدوت حتی یك شكست همه عملیاتهای ایران به پیروزی منجر میشد و در این مدت نسبتا طولانی هر روز بر وحدت و انسجام و روحیه ملت ایران افزوده میگشت و ایمان آنها به رهبری امام و اخلالص مسؤولان هر روز بیشتر از روز قبل میشد. تصور میزان پتانسیل قدرت مردم ایران در پایان بهار سال شصت و یك هم اكنون بار یما بسیار دشوار است.
همانطور كه بارها تكرار شده است و میدانیم جنگ تحمیلی علیه ایران به ابتكار آمریكا و توسط عراق آغاز شد. از یك نگاه آمریكا حق داشت همه تلاشخود را برای تغیر دوباره حكومت ایران به كار گیرد. آرنولد توینبی میگوید: بدیهی است كه ذهن آدمی از خلاء روحی و معنوی كراهت دارد و اگر بر مردمی یا جامعهای این بدبختی فرود آید كه سرچشمه زلال الهامات و امیدهایی كه زمانی بدانها دلبسته بوده است از دست بدهد دیر یا زود در صدد تصرف نخستین مائدهای كه فراراهش قرار گیرد برخواهد آمد و حتی اگر این مائده خشن و فریبنده باشد تصاحب آن را به محرومیت ترجیح خواهد داد.
آمریكا نیز حكایت چنین جامعهای را دارد كه ذكرش در این جملات میرود. اگر آغاز سرمایهگذاری آمریكا در ایران را 28 مرداد 1332 در نظر بگیریم حكومت آمریكا در طی 25 سال با تمام توان و امكانات ایران را و فقط ایران را به عنوان استراتژیكترین نقطه منطقه ـ از نظر نقاط ساحلی در جنوب و شمال و مركزیت در میان كشورهای منطقه و مرزهای طولانی با شوروی و ... تحت پوشش مادی و معنوی قرار داده بود. تمام امیدهای طولانی مدت خود را به رژیم حاكم بر ایران بسته بود و یكی از پایه های اصلی آینده جهانی شدن و نقش آمریكا در تحولات بینالملل را نیز ایران قرار داده بود. حال انقلابی ضد آمریكایی نه تنها همه امكانات مادی را كه برای منظورهای فوق فراهم شده بود تصاحب كرد بلكه شعار جدی نفی آمریكا در صحنه بینالملل را هم سرلوحه سیاست خود قرار داد.
از این منظر كه به تحولات سالهای آخر دهه 1970 مینگریم آمریكا باید به هر طریق ممكن ـ حتی جنگ ـ تا قبل از استقرار كامل انقلاب اسلامی به این كابوس وحشتناك پایان میداد. از طرفی هم آمریكا میدانست كه انقلاب اسلامی از جهات متعدد با سایر نمونههای مشاهده و مطالعه شده انقلابهای جهان متفاوت است. بنابراین غیرقابل پیشبینی بودن انقلاب را خطری بزرگتر ارزیابی میكرد با توجه به اینكه ایران هم هر روز بر آرمانها و اهداف بینالمللی خود تأكید مینمود.
ریچارد نیكسون سیاستمدار كهنهكار آمریكا در مورد انقلاب ایران میگوید:« افسانهای كه درباره انقلاب ایران گفته میشود این است كه این انقلاب از فساد شاه و سركوب پلیس و فقر تودهها ناشی میشد این دیدگاه خطاست. در حكومت شاه وضع ایران از تمام كشورهای منطقه سوای اسرائیل بهتر بود. جوانان از این انقلاب حمایت كردند نه برای اینكه خواهان آزادی ، شغل ، مسكن و لباس بهتر بودند چون چیزی را میخواستند تا به آن بیش از مادیگرایی معتقد باشند. پس از انقلاب مردم ایران همان چیزی را بدست آوردند كه انقلاب قول داده بود. اینكه آنها تصور میكردند به چه چیزی دست خواهند یافت كاملا روشن نیست اما جای انكار نیست كه انقلاب اسلامی یك انقلاب واقعی اندیشهها را ارایه داد و آنها آن را با عشق و ایمان پذیرفتند». همین نامعلوم بودن خواسته انقلاب ایران برای جهان غرب و اتكای اركان انقلاب برایمان و قواعد غیرمادی ترس از آنرا بیشتر میكرد.
امسال تازه پي بردم كه چرا سيد مرتضي آويني كه هم يك نقشه كش خوب بود، هم يك متن نويس خوب، هم يك فيلم بردار خوب و هم كارگردان خوب، چرا دست به دوربين شد؟ مرتضي مي توانست يك آرپيچي زن، يك تك تيرانداز و يا يك تخريب چي خوب باشد. امسال فهميدم كه چرا اين كار را انتخاب كرد...
ادامه مطلب
خاک دل آنروز که می بیختند شبنمی از عشق در او ریختند
عبد صالح خدا، شهید بزرگوار علیرضا عاصمی، سال 1341 در کاشمر به دنیا آمد. دوران کودکی را با مظلومیت و پاکی خاص آن دوران پشت سر گذاشت و وارد دبستان شد. در دوران ابتدایی، با جدیت به فراگیری قرآن مشغول شد و روح پاکش را با تلاوت کلام خدا، لطافتی نو بخشید.
ادامه مطلب
گفتوگو با همسر شهید عبدالحسین برونسی؛ رادمردی که آسمان بر گامهای استوارش بوسه میزد
از قبر بینشان سراغت را گرفتم تا به این کوچه بینام رسیدم. 25 اسفند سالگرد شهادتش است؛ برای تهیه گزارش راهی منزل شهید میشوم. کسی منزل شهید را نمی شناسد.
- ببخشید...منزل شهید برونسی کجاست؟بلوک 19 پلاک 13...
-نمیدانم.
و این سوال و جواب تکرار میشود تا پیدا میکنم.
ادامه مطلب
سال گذشته شاید در چنین ایّامي بود که در برنامهای از صداوسیما دربارهي زمینههای آغاز جنگ چنين گفته شد كه «حس کشورگشایی صدام تکریتی از عوامل اساسی آغاز جنگ بوده است!» تحلیلهایی که عموماً دربارهي خود جنگ تحميلي و دستاوردهای آن ارايه میشود نیز وضع بهتری ندارند. در اين سالها حداكثر آمار و ارقام کشتهها و غنیمتها و نیمنگاهی ـ عموماً ناقص ـ به زندگی شهدا و اشاره به برخی ابتکارات نظامی در دفع تجاوز دشمن را به عنوان دستاوردهاي جنگ هشتساله دانسته و معرفی كردهاند. نتيجهي طبيعي اينگونه روايتها از زمینهها، ماهيت و علیالخصوص دستاوردهای بزرگ جنگ تحميلي شكلگيري اين تلقی در اذهان نسل جوان بوده که جنگ چیزی جز خونریزی و نهایتاً شکست و پذیرش ذلتبار آتشبس نبوده است!
ادامه مطلب
من هم مثل بسياري از شما با كاوه و نام او در دوران جنگ آشنا شدم ، درست زماني كه 16 بهار از عمرم نگذشته بود و از ورودم به سپاه چند ماهي . تصويري كه از كاوه در ذهن داشتم هماني بود كه در كتاب هاي درسي خوانده بودم ؛ حكايت ضحاك ماربدوش و كاوه ي آهنگر . و آن روزها چقدر از ضحاک بدم مي آمد كه براي بيشتر زنده ماندنش ، بايستي جوانهاي مظلومي را به دم تيغ مي داد و چقدر آن آهنگر روستايي را دوست مي داشتم كه درفشي را برافراشت و همه مظلومان را در زير آن لوا جمع كرد ، تا بنيان ظلم ضحاك را ويران سازد . آنچه در دنياي نوجواني از كاوه مي دانستم فقط و فقط همين بود .
ادامه مطلب
1346 تحصیل در حوزه علمیه
1352 تحصیل در مدرسه راهنمایی
1355 تحصیل در دبیرستان خوش نیت
1357 آغاز انقلاب اسلامی ملت ایران
1358 عضویت در سپاه پاسداران انقلاب اسلامی
1358 مربی پادگان آموزش نظامی سردادور
1358 اعزام به تهران جهت گذراندن دوره چریکی
1359 عزیمت به جماران و سرپرستی گروه حفاظت از بیت امام خمینی (ره)
1359 عزیمت به جبهه های جنوب
1359 عزیمت به کردستان و سرپرستی گروه پاسداران اعزامی به سقز
1359 فرمانده گروهان اسکورت سپاه پاسداران انقلاب اسلامی سقز
1360 فرمانده عملیات سپاه پاسداران انقلاب اسلامی سقز
1360 قائم مقام فرمانده سپاه پاسداران انقلاب اسلامی سقز
1360 فرمانده عملیات تیپ ویژه شهدا
1361 مجروحیت در عملیات پاکسازی منطقه محمد شاه مهاباد از ناحیه شکم
1362 فرمانده تیپ 55 ویژه شهدا
1363 ازدواج با خانم فاطمه عماد الاسلامی
1363 تولد تنها فرزندش زهرا کاوه
1363 مجروحیت در عملیات پاکسازی منطقه دارلک مهاباد از ناحیه کتف
1363 مجروحیت در عملیات بدر از ناحیه دست
1364 مجروحیت در عملیات قادر از ناحیه دست
1365 فرمانده لشگر 55 ویژه شهدا
1365 مجروحیت در تک حاج عمران از ناحیه سر
1365 شهادت در یازدهم شهریور بر روی ارتفاعات 2519 منطقه عمومی پیرانشهر
يك لشگر را يك جوان بيست و چهارـ پنج ساله اداره مي كنددر حالي كه در هيچ جاي دنيا افسري به اين جواني پيدا نمي شود كه يك لشگر را اداره كند . چند صد نفر يا چند هزار تا انسان را اين رهبري مي كند ، در كجا؟ نه در مسافرت به سوي فلان زيارتگاه يا فلان ييلاق ،در ميدان جنگ ، زير آتش ،در مقابله با تانكهاي دشمن با وجود آن همه مانع يك جوان بيست و چند ساله، چند هزار آدم را شما مي بينيد دارد هدايت مي كند؛ با سازماندهي مي برد جلو ،خط را مي شكند ، دشمن را تار و مار مي كنند ، اسير هم ميگيرند ، منطقه هم اشغال مي كنند و مستقر مي شوند. پس نظاميگري هم در معجزه گري انقلاب و سازندگي انقلاب وجود دارد، نه فقط معنويت. اما بالاتر از نظامي گري اين معنويت و تقواي جوانان است ،كه آنرا هم دارند .

