کاروان الرحیل می خواهد *** آتش و گل خلیل می خواهد
* خبر تصادف اتوبوس راهیان نور در راه بازگشت از سفر به سرزمین نور و عروج شهادت گونه ۲۲ نفر از آنان را در لابلای اخبار انتخابات را شنیدیم.
* کاروانی از دانشگاه خیام مشهد،دانشگاهی که من نیز در آن درس می خوانم.
* هم من و هم دوستانم از شنیدن این خبر شکه شدیم و تمام خاطرات بدرقه دوستانمان از مقابل درب دانشگاه در ذهنمان مجسم شد.
* خبر به سرعت در بین بچه ها پخش شد. (فردا صبح وداع با دوستان در بهشت رضا)
* خانواده کبوتران پر کشیده،دانشجویان، اساتید، کارکنان دانشگاه، حتی بچه های دانشگاههای دیگر مشهد، بازماندگان حادثه همه آمده بودند.
* هنوز هیچ کس باور نمی کرد و هم می گفتند تا پیکر فرزندانمان را نبینیم باور نداریم.
* اما چیزی برای دیدن نبود حتی جسمشان نیز مانند روح پاکشان پر کشیده بود.
* امام جماعت دانشگاه و روحانی کاروان از حال هوای خاص بچه ها در جنوب می گفت.
* امروز شنیدم بچه ها قلب از حادثه مشغول خواندن زیارت عاشورا بودند که حادثه اتفاق افتاده است، فیلمی هم از لحظات قبل از حادثه به دست آمده است که حاکی از حال و هوای خاص بچه می باشد.
* امروزصبح تشییع پیکرها از محل مهدیه تهران به طرف حرم حضرت رضا (ع)، و دفن پیکرها در صحن جامع می باشد. (سفری عاشقانه از مشهد شهدای شلمچه به مشهد الرضا)
* هنوز هم باور از دست رفتن بهترین دوستانمان برایمان غیر ممکن می باشد، ولی مگر نمی شود از بروز این گونه حوادث جلوگیری کرد؟
* جمعیت زیادی آمده بودند عابرین باور مطلب برایشان سخت بود عکسی که دو روز قبل از حادثه گرفته بودند بر دیوار وهدیه مشهد نصب شده بود.
* داخل مهدیه حال و هوای خاصی داشت دانشجویان در کنار پیکر دوستان خود نشسته بودند و وداع می کردند.
* بعد از قرائت عاشورا تشییع اصحاب شهدا شروع شد درست مثل تشییع پیکر پاک شهدای دوران دفاع مقدس
* در صحن آزادی حرم مطهر پیکرها بر زمین گذاشته شد تا مراسم خطبه خوانی انجام شود و بعد از آن برای آخرین وداع پیکر ها برای طواف به طرف ضریح حرکت داده شد. (سعادتی که شاید نصیب کمتر کسی شود)
* صحن جمهوری اسلامی میزبان همیشگی این کبوتران عاشق شد.
* جهت شادی روحشان صلوات
