9ـ شرایط و وقایع سالهای 62 تا 65
1ـ9) همانطور كه قبلا اشاره شد پیروزیهای بعد از فتح خرمشهر و پیشرویهای درون خاكعراق آنقدر چشمگیر نبود. طبق اطلاعات و آمار سیاه مثلا در یكی از موفقترین عملیاتهای بزرگ یعنی خبر حدود 40% از اهداف مورد نظر تأمین شد. بعد از آن هم هر روز به علت تجهیز عراق مقابله دشوارتر میشد با در نظر گرفتن اینكه ایران هم مجبور بود به جز جبهه غرب و جنوب بخشی از نیروی خود را صرف مقابله جنگ نفتكشها در خلیج فارس كند.
2ـ9) آمریكا پس از فتح خرمشهر برای اینكه ایران را دچار تشتت نیرو كند و از قدرت پیشروی ایران در عراق بكاهد توسط اسرائیل حمله به جنوب لبنان را ترتیب داد. توقع هم این بودكه ایران به خاطر حساسیت خاصی كه روی لبنان دارد بخشی از نیرو و تجهیزات خود را به آنجا منتقل كند. امام هر چند به زعم خودشان دیر ولی واقعا خیلی زود این مسأله را دریافته بودند. ایشان در یك سخنرانی فرمودند: «آمریكا ـ یك توطئه دیگری عمیقتر اجرا كرده است كه در این توطئه ما هم یك قدری باز میخوردیم و او این است كه یك نقطهای كه پیش ما خیلی بزرگ است و ما نسبت به او حساسیت زیاد داریم آن غائله را پیش آورد تا اینكه ملت ما را از آن مطلبی كه در كشور خودش میگذرد و از آن جنگی كه در كشورخودش میگذرد غافل كند، قضیه هجوم اسرائیل به لبنان» و بعد به عنوان اینكه تكلیف دولت و ملت ایران را در این زمینه مشخص كرده باشند فرمودند «باید همه ملت ما و همه دولتمردان ما توجه به این معنا داشته باشند كه در عین حال كه ما لبنان را با ایران از حیث مصالح و مفاسد جدا نمیدانیم لكن نباید كاری بكنیم كه نتوانیم هم لبنان را و هم ایران را نجات دهیم ... ما راهمان این است كه باید از راه شكست عراق دنبال لبنان برویم».
البته از كمكهای مخفی و موضعگیری صریح نسبت به این موضوع هیچگاه حكومت ایران و خود حضرت امام غافل نشدند. مثلا در پاسخ به تبلیغات حكومت عراق برای صلح میگفتند «صلحطلبی شما مثل صلحطلبی اسرائیل است ـ یعنی واد شده است و شهرهای لبنان را گرفته است و حالا میگوید كه با ما بیایید دیگر آتش بس كنیم». و این نشان میداد كه هنوز لبنان برای ایران یك دغدغه است.
3ـ9) در كنار تحریمهایی كه علیه ایران اجرا میشد بلوكغرب میكوشید تا با در اختیار گذاشتن فنآوریهای پیشرفته نظامی و سلاحهای كشتار جمعی عراق را هر چه بیشتر تقویت كند كه در نتیجه بمباران تأسیسات اقتصادی ایران در همین ایام شكل گستردهتری به خود گرفت. به موازات این حمایتها ابرقدرت شرق هم عملا و به شدت با ایران بر سر دشمنی افتاد. شوروی در ابتدای جنگ هر چند حمایتی از ایران نمیكرد ولی در فهرست پشتیبانان تمام عیار صدام هم قرار نداشت. چرا كه به عنوان قدتر مقابل آمریكا نمیخواست در این جنگ با او هم پیمان شود. شاید این تصور را هم روسها داشتند كه در صورت پیروزی ایران از منفع منطقه بینصیب نمانند. اما پس از چندی آشكارا تغییر موضع داده و كمكهای شایانی به حكومت عراق كردند. این تغییر موضع چند علت داشت:
الف ـ ایران به خواسته روسها مبنی بر حمایت نكردن مجاهدین افغانی تن نداد.
ب ـ شوروی از آمریكا بر سر موضوع افغانستان امتیازاتی گرفت تا یكه تاز آن منطقه باشد و در قبال آن عراق را یاری كند.
ج ـ انحلال حزب توده در سال 62 و دستگیری سران آن هم برای شوروی بسیار گران تمام شد. زیرا اركان اصلی این حزب همه جاسوس روسها در ایران بودند و اعترافات و محاكمه آنها نه تنها شوروی را آزاد میداد بلكه آینده منافع آن دولت در ایران را در پردهای از ابهام فرو میبرد.
در مجموع شوروی پس از این چرخش ابتدا نیروی هوایی عراق را مجهز به میگهای 25 كرد كه با آن نیرو قدرت میداد بالاتر از سقف برد پدافند هوایی ایران پرواز كنند و به سادگی در آسمان شهرهای ایران خصوصا تهران ظاهر شد، و بمباران نمایند. و در حركت بعد هم لیبی را وادار كرد تا كارشناسان نظامی خود را پس از خرابكاری در سیستم هدایت موشكهای زمین به زمین اسكاد و موشكهای زمین به هوایسام از ایران خارج كند كه اولا قدرت مقابله موشكی ایران از بین میرفت و ثانیا از كار افتادن موشكهای زمین به هوا پدافند هوایی تهران را بسیار ضعیف كرده بود كه باعث قدرت میگهای عراقی میشد.
البته پس از چندی كارشناسان ایرانی در میان ناباوری همگان این موشكها را راهاندازی كردند ولی خسارات و تلفات این دوره بیش از اندازه بود. حكومت عراق هم چون به هیچ مرا میپایند نبود با بیرحمی تمام اهداف غیرنظامی را تخریب میكرد. توینبی میگوید: جنگهای ملیگرایانه بیرحمانهتر از جنگ های مذهبی است زیرا موضع یا بهاه دشمنها كمتر معنوی و بیشتر مادی است». بگذریم از اینكه نه تها اهداف عراق ملیگرایانه نبود بلكه حزبی و تابع منافع آمریكا بود و بالطبع با وحشیگری تمام به ایران هجوم میآورد.
حضرت امام بر اساس تحلیل خود از منطقه ذرهای امید به هیچ یك از حكومتهای اطراف نداشتند. ندای ایشان در عرصه بینالملل فراید مظلومیت ملت انقلابی ایران بود، ایشان با دلی آكنده از درد میفرمودند. ما در منطقهای به زندگی مرگبار خود ادامه میدهیم كه اكثر حكما آن چشم و گوش بسته تحت فرمان آمریكا به جنایات اسرائیل و حزب بعث عراق مشروعیت میدهند و یا در جمع مهمانان خارجی دهه فجر فرموده ما كشورمان ، كشوری است كه جز خداوند تبارك و تعالی پناهی ندارد، این فریاد مظلومیت خود عامل دیگری بر وحدت مردم بود زیرا بر خلاف قبل از انقلاب كه وسعت جنایات آمریكا بواسطه ، رژیم پهلوی نیاز به روشنگری رهبران انقلابی داشت این بار چنگال خونین قدرتهای ستمگر جهانیرا همه مردم بالای سر تك تك خودشان احساس میكردند و هر روز بر حقانیت موضع خودشان كه خط امام بود بیشتر پی میبردند كه نتیجهاش انسجام مضاعف بود.
امام بارها سران عرب منطقه را نصیحت كرده بودند ولی آنها هر روز از مواضع اسلامی و ضد اسرائیلی خویش عقبنشینی میكردند. كشورهای عربی از آنجا كه قدرت خود را بسیار كمتر از آن ارزیابی میكردند كه بتوانند در مقابل غرب قد علم كنند ـ شاید درسی بود كه از جنگ 6 روزه با اسرائیل گرفتند ـ خود را ناچار میدیدند در زیر علم قدرتی بزرگتر باشد. امامدر دفاعات متعدد آنها را به حمایت از ایران و وحدت با دیگر مسلمین دعوت كرده بودند ولی بیش از آنكه به اسلام ایمان داشته باشند از آمریكا میترسیدند. حتی دولت خودگردان فلسطین كه همان حیات دوباره خود را مدیون انقلاب اسلامی ایران بود. از ابتدا جنگ اعلام بیطرفی كرد دولتی كه نه بسط یدی داشت و نه قدرتی.
شیوخ عرب آنقدر مرعوب قدرت آمریكا شده بودند كه هر روز طرحی را برای صلح با اسرائیل دست و پا میكردند. یك روز معاهده كمپ دیوید در روز دیگر طرح 8 مادهای فهد. امام خمینی پس از فتح خرمشهر با ادبیات سیاسی خاصی خطاب به اعراب كه ناشی از ناامیدی نسبت به اصلاح آنان بود صریحا آنها را تهدید كردند تا اگر به دامن اسلام پناه نمیآورند لااقل با خیال آسوده هم جذب آمریكا نشوند. ایشان در پیامی كه به مناسبت فتح خرمشهر صادر كردند در مورد همان طرحها فرمودند. «ما خطر بزرگ برای كشورهای اسلامی خصوصا حرمین شریفین میدانیم. اسلام به ما اجازه سكوت نمیدهد. و یا در آستانه حج و زمانی كه زمزمههای ـ مبنی بر محروم كردن ایران از آن بود فرمودند «من به حكومتهای اطراف خلیج و به حكومتهای منطقه هشدار میدهیم كه دست از مخالفت با ایران و مساعدت با صدام بردارند .... ننشینند در كاخهای بزرگ خودشان و خیال كنند كه حالا كه در كاخ هستیم پس به ایران هم میتوانیم چه بكنیم. خدا نكند كه امسال حجاج ایرانی نروند به مكه و خدا نكند كه این اسباب نشوند كه اسلام و مسلمین انفجار در آنها حاصل بشود و دیگر نه شیخی وجود پیدا بشود و نه از بستگان آمریكا»
جهان غرب از اتحاد احتمالی دنیای اسلام هراس داشت امام این را میدانستند و مدام تذكر میدادند. آمریكا میترسد چنانچه صدام از بین برود .... ملت عراق یك حكومتی خودش تأسیس میكند موافق میل خودش اسلامی و اگر ایران و عراق به هم پیوند پیدا كنند و اتصال پیدا كنند سایر این كشورهای كوچولویی كه در منطقه هست آن هم به اینها میپیوندند و آمریكا از این منطقه ارزخیز كه برای او حاضر است هزاران لشكر خودش را از بین ببرد محروم خواهد شد» با این تحلیل بود كه خطاب به اعراب میگفتند: «شماها چه داعی دارید كه دایما دم از این میزنید كه ایران خطر است برای ما؟ ایران خطر است برای آمریكا ایران خطر است برای شوروی ، نه برای شما ، ایران رحمت است برای شما»

