تبليغاتX
بچه مشد

جنگ تحميلي؛ روايت امام، روايت ديگران
سال گذشته شاید در چنین ایّامي بود که در برنامه‌ای از صداوسیما درباره‌ي زمینه‌های آغاز جنگ چنين گفته شد كه «حس کشورگشایی صدام تکریتی از عوامل اساسی آغاز جنگ بوده است!» تحلیل‌هایی که عموماً درباره‌ي خود جنگ تحميلي و دستاوردهای آن ارايه می‌شود نیز وضع بهتری ندارند. در اين سال‌ها حداكثر آمار و ارقام کشته‌ها و غنیمت‌ها و نیم‌نگاهی ـ عموماً ناقص ـ به زندگی شهدا و اشاره به برخی ابتکارات نظامی در دفع تجاوز دشمن را به عنوان دستاوردهاي جنگ هشت‌ساله دانسته و معرفی كرده‌اند. نتيجه‌ي طبيعي اين‌گونه روايت‌ها از زمینه‌ها، ماهيت و علی‌الخصوص دستاوردهای بزرگ جنگ تحميلي شكل‌گيري اين تلقی در اذهان نسل جوان بوده که جنگ چیزی جز خون‌ریزی و نهایتاً شکست و پذیرش ذلت‌بار آتش‌بس نبوده است!


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط بچه مشد در یکشنبه سی و یکم شهریور 1387 و ساعت 17:35 |

* چندی پیش به همت چند تن از دوستان مشهدی نرم افزاری پیرامون شخصیت شهید محمود کاوه - از سرداران شهید استان خراسان- با حمایت یکی از نهاد های دولتی در استان تهیه و در اختیار علاقه مندان قرار دادیم وبرای توزیع گسترده آن از چند سازمان و نهاد دولتی استمداد خواستیم که با جواب منفی آنها روی به تهران پایتخت ایران نهادیم با این امید که در پایتخت خبرهایی هست! ابتدا به بنیاد حفظ آثار مراجعه کردیم که جواب آنها فقط تشویق و تمجید ثوابی که از این کار نصیبمان شده بسنده کردند.
* پس از چندی با کمال تعجب دیدیم که بنیاد خود اقدام به باز تولید نرم افزار نموده است آن هم با نام خود!!! آن هم با صرف هزینه مجدد از بیت المال!
و در جواب اعتراض ما گفتند که هدفشان خیر بوده است که احتمالا با عدم باز تولید آن به خیر نمی رسیدند.
* بعد از آن به نشر شاهد بزرگترین تولید کننده آثار شهدا در کشور رفتیم که بعدا دیدیم آنها نیز نرم افزار را با نام خودشان باز تولید نموده اند آن هم با این توجیه که از لحاظ ظاهری باید مشابه دیگر محصولاتشان باشد. حال باید پرسید که این اهمال بیت المال و این حس خودبینی و خود تولیدکنندگی آنهم به نام ترویج فرهنگ شهادت و دفاع مقدس با چه توجیحی انجام می شود.

+ نوشته شده توسط بچه مشد در پنجشنبه بیست و هشتم شهریور 1387 و ساعت 22:54 |

 امام فرمود نگذاريد پيشكسوتان خون وشهادت درپيج وخم زندگي فراموش شوند!!!
«خراسان» در گزارشي نوشت: با راهنمايي جمعي از اهالي منطقه، به راحتي او را پيدا مي‌كنيم. داخل مغازه ساندويچي روي صندلي نشسته است و بدون توجه به آن چه در اطرافش مي‌گذرد، خود را در آينه مغازه نگاه مي‌كند. سيه چرده است و كفش‌هاي پاره و لباس‌هاي كهنه و مندرس بر تن دارد .با سر و وضعي كاملا به هم ريخته، اما بي سروصدا به فكر فرو رفته است. نمي‌دانم؛ شايد در اعماق وجودش از دست تقدير و روزگار، شايد از دست مردم و شايد از دست مسئولاني كه در حق او بي لطفي و كم لطفي كرده اند، گلايه مي‌كند. «علي اعلمي» به گفته اهالي كوي طلاب مشهد يكي از رزمنده‌ها و جانبازان بي نام و نشان محسوب مي‌شود كه در طول يك دهه اخير هيچ كس به سراغش نيامده است.
در خيابان‌هاي اين منطقه خيلي‌ها نمي‌دانند كه او كيست، نامش چيست و در جبهه چه كرده و اكنون چرا اين گونه است. سرو وضع نامناسب او به گونه اي است كه رهگذران از او فاصله مي‌گيرند عده اي او را رواني، عده اي او را بي كس و كار، عده اي او را سرراهي، عده اي او را ... و خيلي‌ها او را نمي‌شناسند؛ فقط مي‌دانند كه علي اعلمي صبح تا شب در خيابان‌ها راه مي‌رود و ساندويچي و نانواي محله شكم او را سير مي‌كنند.جاو مكاني ندارد. يك شب حاشيه پياده رو و كنار ديوارگرم نانوايي تا صبح بيتوته مي‌كند. يك شب در مغازه ... و بيشتر وقت‌ها در ساندويچي محله شب را به صبح مي‌رساند. در اين محله هنوز وجدان‌هاي بيدار براي التيام دادن به زخم‌هاي كهنه و پنهان دوران جنگ وجود دارد.

پاي صحبت بچه‌هاي مسجد
بازهم همت بچه‌هاي مسجد كه نمي‌توانند چنين صحنه‌هايي را تحمل كنند. جمعي از نيروهاي بسيجي مسجد اميرالمومنين(ع) در خيابان مفتح ٣٤ ما را به سوي خود مي‌كشانند تا از اوضاع و احوال «علي اعلمي» سخن بگويند. عبدالحسيني، مسئول پايگاه بسيج مسجد، از علي اعلمي و رنج و مصائب او حرف‌هاي زيادي براي گفتن دارد. اين كه علي بيشتر روزها و در اين هواي سرد و غيرقابل تحمل بدون كفش و با پاهاي برهنه راه مي‌رود. اين كه پاهاي زخمي او را ديده است و...
درباره گذشته علي مي‌پرسيم كه او مي‌گويد: فتوكپي كارت حضور در جبهه‌اش را به من داده بود و حتي يكي از همرزمانش براي من تعريف كرده بود كه علي در مناطق جنگي دچار موج انفجار خمپاره دشمن شد و بر اثر شدت انفجار او را به درمانگاه بردم.

در واحد درماني پس از مداواي اوليه قرار بود بستري شود، اما علي حاضر نشد و درحالي كه وضعيت او خوب نبود، دوباره راهي خط شد، حال او در منطقه چندان رضايت بخش نبود، تا اين كه پس از بازگشت به مشهد، به مرور زمان حال او وخيم و وخيم تر شد.

عبدالحسيني با ذكر اين ماجرا ادامه مي‌‌دهد: چندي پيش به قسمت ايثارگران سپاه مشهد مراجعه كردم تا پيگير كار علي اعلمي باشم، اما به نتيجه‌اي نرسيدم. بنياد جانبازان نيز فقط و فقط دنبال مدرك، پرونده پزشكي، برگ سانحه و ... است درحالي كه علي هيچ مدركي ندارد. او پس از بازگشت از جبهه اصلا دنبال اين قضايا نرفته است. پدرش ٦سال پيش و مادرش سال گذشته به ديار حق شتافتند و او اكنون تنهاي تنهاست. فاميل او نيز خود در تنگناهاي زندگي گرفتارند و به واقع توان نگهداري او را ندارند. عباس خاكي يكي از جانبازان اين محله است. او ضمن گلايه از مسئولان كه چنين افرادي را فراموش كرده‌اند، مي‌گويد: علي اعلمي روزها مثل آواره‌ها و شب‌ها سرگردان است. زماني كه پدر و مادرش در قيد حيات بودند، در كنار آنها زندگي مي‌كرد، اما امروز آواره است به دليل مشكلات بهداشتي نمي‌توان او را در مسجد نگه داشت و به همين دليل شب‌ها در مغازه‌ها مي‌خوابد. وي گفت: اگر نهادي يا اداره‌اي تعهد بدهد و مسئوليت او را قبول كند، اهل محل حاضرند غذا و محل خواب او را تامين كنند.

باز هم همت خيران
عبدالحسيني با اشاره به همت افراد خير در اين محله مي‌‌گويد: بارها افراد خير، او را به حمام برده‌اند و از نظر بهداشتي به او رسيدگي كرده‌اند. يك شب هوا بسيار سرد بود؛ با تهيه يك پتو به ناچار او را داخل مسجد برديم اما براي هميشه نمي‌توان او را در مسجد نگهداري كرد. برخي افراد، لباس مناسبي به او مي‌دهند، برخي غذاي گرم و ... اما او به محلي براي اقامت نياز دارد.

او در محله براي هيچ كس مزاحمتي ندارد. روزها مشغول حركت در معابر و شب ها، ساكت و خاموش در گوشه‌اي آرام مي‌گيرد. تعداد اين افراد زياد نيست و نمي‌دانم چرا به آنها رسيدگي نمي‌شود. تمام اهل محله و بچه‌هاي بسيج مسجد حاضرند شهادت بدهند و استشهاد محلي تهيه كنند كه اين فرد يك جانباز است، اما چرا هيچ مسئولي توجه نمي‌كند؟ او در طول بيماريش براي درمان و مداوا به جايي مراجعه نكرده و اين درحالي است كه به مرور، موج گرفتگي او حادتر مي‌شود و اگر چه آثار ظاهري ندارد اما بر مغز و اعصاب او تاثير گذاشته است. چرا بنياد جانبازان كه داراي امكانات و تسهيلات است، به چنين افرادي كه تعدادشان هم زياد نيست، رسيدگي نمي‌كند؟ حداقل به عنوان يك بيمار نه به عنوان يك جانباز و ... به او توجه كنيد.

حق كجاست؟
مسئول پايگاه بسيج مسجد اميرالمومنين(ع) در ادامه مي‌گويد: علي اعلمي حدود ٤٠سال دارد و در طول سال‌هايي كه در اين محله بوده است شاهد بوده ايم كه روز به روز گوشه نشين تر مي‌شود. او مدتي پيش با همه صحبت مي‌كرد و خيلي از امور را به خاطر داشت اما حالا كاملا گوشه نشين شده است. حق اين افراد ضايع شده است و مسئولان و نهادهاي مربوط بايد رسيدگي كنند. در يكي از همين شب‌هاي سرد كه همه ما نزد خانواده و در كنار بخاري‌هاي گرم و اتاق‌هاي راحت در حال استراحت بوديم، «علي اعلمي» بر اثر سرماي شديد به منزل يكي از اهالي مراجعه كرده بود و از شدت سوز و سرما قصد ورود به خانه را داشت، درحالي كه هيچ كس در منزل نبود. وقتي صاحب خانه به منزلش بازگشت با جسم ناتوان و سرمازده او روبه رو شد و بالاخره از او درجايي گرم نگهداري كرد.

اما اين وضعيت تا كي مي‌تواند ادامه يابد؟ مدتي پيش يكي از اقوام نزديك او را ديدم كه مي‌گفت علي چهار بار به جبهه رفته است. هرچه تلاش كرديم كه علي همراه او به منزلش برود، موفق نشديم.

خاطره يك رزمنده
محمد ابراهيم لطفي از رزمنده‌هاي دوران ٨سال دفاع مقدس است. او نيز درباره علي مي‌گويد: سال ٦١ و هنگام بازگشت از منطقه جنگي بود كه علي را روي پل كرخه ديدم. من و علي بچه‌هاي يك محله بوديم و خاطراتي با هم داشتيم. وقتي او را ديدم به سراغش رفتم و متوجه شدم همراه با يكي از دوستانش به نام مظفري از سردرد شديدي رنج مي‌برد. به نظرم هر دو دچار موج گرفتگي شده بودند، لحظاتي با او بودم و پس از دقايقي از او خداحافظي كردم. اكنون نيز علي را مي‌بينم و متاسفانه حال و روز خوشي ندارد و اميدوارم به او رسيدگي شود.

اظهارات خواهر
زهرا اعلمي، خواهر علي نيز از حال و هواي برادرش مي‌گويد: برادرم در طول ٢سال از دوران جنگ سه نوبت به مناطق جنگي اعزام شد و در آخرين نوبت يكي از بسيجيان درحالي كه علي حال خوبي نداشت، او را به منزلمان رساند و گفت: علي سردرد شديدي دارد و حالش خوب نيست. آن زمان ما همه درگير بيماري پدرم بوديم و نتوانستيم علي را در بيمارستان بستري كنيم. البته چند بار او را به بيمارستان برديم، اما هر نوبت از بستري شدن امتناع مي‌كرد و حتي يك بار از بيمارستان متواري شد.

حال برادرم هر روز بدتر مي‌شد. ضمن اين كه در منزل پدرم برخي اوقات در يك آن، همه جا را به هم مي‌ريخت و در لحظه اي بعد آرام مي‌شد. هنوز كارت دوران جبهه او را دارم اما با وجود مراجعه به بنياد جانبازان، متاسفانه جوابي نگرفتم. اكنون پدر و مادرم كه تا چند سال پيش از او نگهداري مي‌كردند، فوت كرده‌اند و هيچ كس توان نگهداري علي را ندارد.
مدتي پيش علي را به منزلمان آورديم اما نتوانستيم جلوي او را بگيريم. حال او برخي اوقات به حدي وخيم مي‌شود كه خانه و... را به هم مي‌ريزد.

چند سوال
به راستي مثل علي اعلمي چند نفر در اين شهر بزرگ و پرهياهو وجود دارند. آيا افرادي مثل او بايد مزاحمت ايجاد كنند، شهر را به هم بريزند يا با يك مسئول گلاويز شوند؟
آيا بايد حادثه و رويدادي تلخ و غيرقابل جبران به وجود بياورند؟ آيا بايد خطري مردم را تهديد كند؟
آيا بايد حتما مدرك و پرونده اي داشته باشند تا به آن‌ها رسيدگي شود؟
به راستي افرادي مثل علي اعلمي چند نفرند؟ حداقل به عنوان يك نيازمند به او رسيدگي كنيد نه به عنوان فردي كه در جبهه‌ها بوده و اكنون جانباز است.

سرانجام براي اولين بار مجلس شوراي اسلامي روز شنبه براي درمان رايگان مصدومان شيميايي كه مدرك كافي براي جانبازي خود ندارند بودجه‌اي در نظر گرفت و خدمت‌رساني به اين گونه افراد را به بنياد شهيد و امورايثارگران واگذار كرد.
با توجه به اين كه سال گذشته نيز وزارتخانه‌هاي بهداشت و رفاه مكلف به ارائه اين خدمات بودند ولي در عمل اين مصدومان شيميايي را تحت پوشش خود قرار ندادند، بايد منتظر ماند و ديد كه آيا بنياد شهيد و امور ايثارگران به وظيفه خود در قبال امثال علي عمل مي‌‌كند؟

+ نوشته شده توسط بچه مشد در دوشنبه بیست و نهم بهمن 1386 و ساعت 23:0 |

* شوراي شهر مشهد، طرح واگذاري 10 هكتار زمين براي ساخت موزه دفاع مقدس را معلق كرد.

* شوراي شهر دوره دوم مشهد، سه هكتار زمين در پارك كوهسنگي براي اين كار در نظر گرفته بود ولي اعضاي كميسيون فرهنگي و ا جتماعي شوراي سوم، در طرح خود خواستار افزايش اين ميزان به 10 هكتار شده بودند. همچنين در اين طرح ذكر شده بود كه اين زمين در مناطق چهار يا پنج شهرداري مشهد كه جزء مناطق غيربرخوردار شهر است، تخصيص يابد.

*  عباس شيرمحمدي، رييس كميسيون فني وعمران شوراي شهر مشهد در رابطه با اين دستور گفت: هيچ كسي در اصل موضوع شكي ندارد ولي دولت بايد در اين كار كمك كند نه اين كه شهرداري در اين رابطه هزينه كند. وي تاكيد كرد: شهرداري در پول آسفالت خود مانده است، بعد چگونه تمام هزينه‌هاي اين موزه را بدهد؟

*  سيد علي اكبر رزمي، رييس كميسيون امور اداري و برنامه بودجه شوراي شهر مشهد گفت: در حال حاضر امكان پيدا كردن 10 هكتار زمين در مناطق مورد نظر وجود ندارد ضمن اين كه چنين موزه‌اي بايد در مركز شهر احداث شود.

*  غلامرضا خواجي، عضو ديگر شوراي شهر مشهد كه از مدافعان واگذاري زمين براي ساخت اين موزه بود، گفت: دليل اين كه الزام داريم زمين مورد نظر در مناطق غيربرخوردار (محروم) باشد، اين است كه بايد براي تعادل به سمت اينگونه كارها رفت.

*  سيد محمد پژمان، شهردار مشهد از اعضای شورای شهر خواست با موافقت خود با ساخت این موزه در  ضلع جنوبی پارک کوهسنگی که از اراضی سپاه می باشد اجزه دهند پرونده ۶-۷ ساله این موزه به نتیجه برسد.

* در نهايت با نظر اكثر اعضاي شوراي شهر مشهد این طرح مسكوت ماند.

پست مرتبط: کنگره سرداران شهید استانهای خراسان برای چندمین بار به تعویق افتاد

+ نوشته شده توسط بچه مشد در چهارشنبه نوزدهم دی 1386 و ساعت 11:52 |
 اين اجلاسيه قرار بود پيش از اين روزهاي هفتم و هشتم آذرماه جاري در سالن فردوسي نمايشگاه بين المللي مشهد برگزار شود كه براي چندمين بار به دلايل نامعلومي به تعويق افتاد.
براساس اين گزارش، دو سال پيش (سال ١٣٨٤) نيز قرار بود در سالروز ميلاد امام علي بن موسي الرضا(ع) اجلاسيه اين كنگره برگزار شود كه اين گونه نشد.
حتي به گفته موحديان فرماندار مشهد، مقام معظم رهبري در جلسه اي از تاخير در برگزاري كنگره بزرگداشت سرداران و ٢٣هزار شهيد استان هاي خراسان انتقاد كرده بودند.
علت به تعويق افتادن برگزاري اجلاسيه در سال ٨٤، به اين دليل بوده كه اجلاسيه با كيفيت بالا و به صورت ويژه و بهتر از ساير استان ها برگزار شود؛اما ظاهرا با گذشت دو سال، هنوز شرايط مورد نظر آماده نشده است؛ به گونه اي كه شنيده مي شود سردار جعفري فرمانده سپاه پاسداران انقلاب اسلامي هم خواستار برگزاري اين اجلاسيه با قوت بيشتري در مشهد شده است و اين يكي از دلايل تاخير برگزاري اجلاسيه در سال جاري است.
اين گزارش  مي افزايد: هنوز هم مشخص نيست زمان برگزاري اين اجلاسيه چه تاريخي است ولي گفته مي شود به احتمال زياد اجلاسيه كنگره امسال برگزار نمي شود و به ارديبهشت سال ٨٧ موكول شده است.اين درحالي است كه اكثر استان هاي بزرگ كشور اين اجلاسيه را برگزار كرده اند.
+ نوشته شده توسط بچه مشد در جمعه هفتم دی 1386 و ساعت 2:5 |
مراسم انتخاب کتاب سال دفاع مقدس خراسان رضوی همزمان با نهمین نمایشگاه کتاب خراسان رضوی در محل سالن همایش های نمایشگاه بین المللی مشهد برگزار شد.
تصاویر زیر گویای سلیقه مسئولین و استقبال مردم از برگزاری مراسمات دولتی می باشد:

+ نوشته شده توسط بچه مشد در شنبه دهم آذر 1386 و ساعت 19:17 |