جنگ تحميلي؛ روايت امام، روايت ديگران
سال گذشته شاید در چنین ایّامي بود که در برنامهای از صداوسیما دربارهي زمینههای آغاز جنگ چنين گفته شد كه «حس کشورگشایی صدام تکریتی از عوامل اساسی آغاز جنگ بوده است!» تحلیلهایی که عموماً دربارهي خود جنگ تحميلي و دستاوردهای آن ارايه میشود نیز وضع بهتری ندارند. در اين سالها حداكثر آمار و ارقام کشتهها و غنیمتها و نیمنگاهی ـ عموماً ناقص ـ به زندگی شهدا و اشاره به برخی ابتکارات نظامی در دفع تجاوز دشمن را به عنوان دستاوردهاي جنگ هشتساله دانسته و معرفی كردهاند. نتيجهي طبيعي اينگونه روايتها از زمینهها، ماهيت و علیالخصوص دستاوردهای بزرگ جنگ تحميلي شكلگيري اين تلقی در اذهان نسل جوان بوده که جنگ چیزی جز خونریزی و نهایتاً شکست و پذیرش ذلتبار آتشبس نبوده است!
این در حالی است که اندک توجهی به روايت اصیل، جامع و عمیق حضرت روحالله(ره) ابعاد و فضاهای متفاوتی را به روی ما میگشاید. گرچه غلبهي ادبيات و روايت ناصحيح مذكور از جنگ سبب شده است که فهم روايت حضرت امام از جنگ برای نسل امروز کاری دشوار باشد. هنوز عرق جنگ از پیشانی مردان آن خشک نشده بود که حضرت امام مجبور شد بهخاطر ارايهي تحلیلهای غلط راویان ناصالح یا روشنفکران نادان، از خانوادهي شهدا و جانبازان عذرخواهی کند. ایشان معتقد بودند «در جنگ، پیروزی از آن ملت ما بود و دشمن از تحمیل آنهمه خسارت چیزی به دست نیاورد. هر روز ما در جنگ برکتی داشتهایم که در همهي صحنهها از آنها بهره جستهایم.1» و البته این برکات و پیروزی اساساً با آنچه كه تاكنون تحت اين عناوين بيان شده است متفاوت است. هرچند بخشی از آنها را نیز شامل میشود.
بهراستی اگر به جوان امروز انقلاب گفته شود که دستاورد واقعي جنگی که در مرزهای غربی ایران مقابل عراق رخ داد اين موارد است، چه خواهد گفت؟! «علاقه به اسلامشناسی در مردم آمریکا و اروپا و آسیا و آفریقا یعنی در کل جهان از جنگ هشتسالهي ماست2»، «جنگ ما فتح فلسطین را به دنبال خواهد داشت3»، «جنگ ما کمک به فتح افغانستان را به دنبال داشت4» آیا به سادگي میتوان فهمید که رابطهي «شکست ابهت دو ابرقدرت شرق و غرب5» و جنگ ایران و عراق چه بوده است؟ یا چگونه «ما انقلابمان را در جنگ به جهان صادر نمودهایم6»؟ چگونه «جنگ ما پرده از چهرهي تزویر جهانخواران کنار زده است7» و «بیداری پاکستان و هندوستان را به دنبال داشته8» و باعث «اسلامخواهی مردم آفریقا9» شده است؟ به راستی کدام روایت از جنگ به سؤالاتی از این دست پرداخته و به آنها پاسخی در خور داده است؟! بهنظر میرسد پاسخ به اینگونه سؤالات بدون داشتن فهمی صحيح از حقيقت انقلاب اسلامی ایران و پیامها و پیامدهای آن ممکن نباشد.
در شرایطی که ابليس و یارانش مسیر حرکت انسان به سوی آسمان را تغییر داده و با تقسیم ناعادلانهي کشورهای جهان در راستاي حاکمکردن مادیات و غلبهي بُعد حیوانی تلاش میکردند، بهیکباره نوری در عالم درخشید و در سیطرهي ظلم و تاریکی دو قطب کاپیتالیسم و سوسیالیزم بر سراسر گیتی، نویدبخش «بعثت دوبارهي انسان10» و «تجدید حیات باطنی او11» گردید و آغازگر «عصر توبهي بشریت12» شد تا دیگربار مسیر حرکت به سمت هدف آفرینش اصلاح و از آن عهد ازلی یاد شود.
قیام مردم انقلابی ایران هرچند متأسفانه چندان بیشتر از بیرونراندن یک شاه ظالم مفهوم ديگري در ذهن جوانان ما نيافته است، اما توانست با طرح مجدد نیاز انسان به معنویت و آموزههای وحیانی و مبارزهي توحیدی با استثمارگران جهانی کرامت انسان، روح تازهای در کالبد مستضعفان جهان بدمد و به سرعت بهعنوان خطری بزرگ برای منافع ابرقدرتها مطرح گردد.
در آن برهه از تاريخ بشر، آفات و فسادهایی که فطرت انسان از آنها بیزار است حتا مبارزان ضدسرمایهداری را رنج میداد و در جستوجوی طریقی دیگر تشنه کرده بود. براي ذهن انسان مدرن ـ كه بر اساس فطرت از فساد و ظلم موجود ناراضی بود و تشنهي راهحلی سالم ـ با وقوع انقلاب اسلامی سؤالات متعددی مطرح شد. از جمله اينكه «اگر دین افیون است و نمیتواند به درد زندگی اجتماعی ما بخورد، پس چگونه این قابلیت را داشته که در گوشهای از جهان، انقلابی برپا کند و ادعای برپایی حکومت نیز بنماید؟!13» و يا «اگر میتوان با دین و معنویت به مبارزه با ابرقدرتها ادامه داد چرا آن را کنار بگذاریم و فسادهای ناشی از فقدانش را تحمل کنیم؟14»
رشد بیداری انقلابي در میان مردم نقاط مختلف جهان، منافع هر دو قطب جهانی که در ظاهر و در قالب مبارزات ضدامپریالیستی گروههای چپ به مقابله با یکدیگر مشغول بودند را به خطر انداخته بود. همين امر بهانهاي شد براي دسیسهچینیهای متعدد در دو سال اول انقلاب و توطئههايي که هرکدام برای از پای درآوردن یک کشور کافی بود. بنابراين سخن گزافي نيست اگر از آن دو سال بههمراه هشتسال جنگ به «دهسال مبارزه با آمریکا و غرب و شوروی و شرق15» تعبیر کنيم.
در حقيقت عدم توفیق دشمن در اين توطئهها بود كه بهانهاي براي حملهي عراق فراهم آورد. و طرفه آنكه دو ابرقدرت شرق و غرب در اين مورد موضع يكساني داشتند. اين اتحاد در بمبهای روسی با فیوز آمریکایی بر سر مردم بيدفاع شهرهای بزرگ ایران ريخته ميشد به خوبي نمايان شد و اذهان حقيقتجو را به این پرسش كشاند كه «بهراستي اگر این دو با هم در حال مبارزهای خونین هستند چگونه و چرا بر سر این مسأله در کنار یکدیگر قرار گرفتند؟16»
از طرفی طرح ابعاد حکومتی و سیاسی اسلام و قرائت اسلام انقلابی و مبارز که در اندیشهي معمار انقلاب منطوی بود، در كالبد کشورهای اسلامی اسير دربند عمال خائن و منفعل خود، بهمثابهي روحی تازه بود و به شکلگیری جریانهای فکری گسترده و گروههای جهادی خصوصاً در عراق، افغانستان، فلسطین و لبنان انجامید. با همین توضیح مختصر دربارهي پیامدهای جهانی انقلاب اسلامی مي پردازيم به نقش جنگ تحميلي در این رابطه.
پس از انقلاب، هنوز براي بسياري باور امکان استمرار حيات انقلاب ایران بدون وابستگی به یکی از دو بلوک شرق و غرب دشوار بود. اما مقاومت جانانهي مردم انقلابی ایران در برابر جبههای با گسترهي وسيعي از حمايتها که از هواپیماهای فرانسوی و بمبهای شیمیایی آلمانی و پول نفت اعراب تا موشکهای دوربرد و هواپیماها و ناوهای آمریکایی و حتا سربازان 19 کشور جهان را شامل میشد، اين آرمان دستنيافتني را تحقق بخشيد و در عین نمایش مظلومیت فرزندان بیپشتیبان ایران، امید به زندهماندن انقلاب و از همه مهمتر صلابت و کارآمدی تفکر دینی در بقا و رشد خویش را ثابت کرد. از همین طریق بود که امید امکان تغییر وضع موجود در سایر نقاط جهان نیز ایجاد گرديد و ارزشهای انقلاب در بسیاری نقاط پذیرفته و تعقيب شد و جنبشهای آزادی و استقلالخواهانهي بسیاری را پدید آورد.
متأسفانه عدمشناخت پیام اصلي انقلاب و اثرات آن سبب شده است كه عدهاي به غلط شکلگیری نطفهي جنگ را به حس کشورگشایی صدام و نه ارادهي قدرتهای منطقهای و فرامنطقهای برای جلوگیری از رشد بیرویهي بیداری انقلابی و اسلامی مرتبط دانند و از دستاوردهای عميق و بعضاً جهانی جنگ تنها به حفظ تماميت ارضي کشور و رشد صنایع نظامی بسنده کنند. با اين نگرش بعید است بتوان بسياري واقعيتهاي عيني از جمله حضور فعلی هزاران آفریقایی ـ مردمان مظلومترین قارهي جهان ـ در حوزههاي علميهي قم را توجیه کرد. طبق آمارهای موجود گرایش به انواع ادیان، خصوصاً گرایش به اسلام و تشیع در سالهای پس از انقلاب اسلامي در سراسر جهان به نحو چشمگیری رشد داشته است17. این روند هنوز هم در میان مردمان مظلوم جهان علیالخصوص سیاهپوستان استمرار دارد. تا آنجا كه گفته میشود اینک سالانه بیش از 200هزار سیاهپوست در آمریکا مسلمان میشوند18.
نزدیکی فکری و جغرافیایی انقلاب ایران با مردمان کشورهایی چون عراق19و علیالخصوص افغانستان ـ که بهعلاوه از زبان مشترک نیز برخوردارند ـ این واهمه را براي سردمداران قدرت جهاني به وجود آورد که انقلابی مشابه در آن كشورها نیز رخ دهد و بهتبع مرزهای انقلاب تا چین و هندوستان هم گسترش یابد20. بر اساس همين تحليل بلافاصله پس از وقوع انقلاب در ایران، شوروی به افغانستان حمله کرد و البته با مقاومت دلیرانهي مردم آنجا و مجاهدان اهلسنت سایر کشورها ـ که از باب رقابت یا رفاقت با انقلاب ایران در آنجا گرد آمده بودند ـ مواجه شد و متحمل شکستی مفتضحانه گردید. از ديگر سو اصرار انقلاب اسلامي بر شعار حمایت از قدس به شکلگیری و تقویت گروههای جهادی متعدد در فلسطین و لبنان نیز منجر شد. تا آنجا که در برههاي حتا رزمندگان ایراني هم به کمک برادران خود در آن کشورها شتافتند.
موج شتابان پیروزیهای رزمندگان اسلام در مقابل عراق براي استكبار قابل تحمل نبود. چراکه در صورت پیروزی علاوه بر تثبيت الگویی باثبات، احتمال شکلگیری انقلابات متعدد در کشورهای حاشیهي خلیجفارس را به شدت افزايش ميداد. طبيعتاً ابرقدرتها هم از هیچکاری برای جلوگيري از اين روند خودداري نميکردند. زدن نفتکشها، تحریم اقتصادی، استفاده از بمبهای شیمیایی، ورود مستقیم ناوهای آمریکایی به جنگ و... همه و همه تنها مصاديقي از اين رويكرد محسوب ميشوند.
با اين رويكرد شاید بتوان به فهم بهتري از روايت امام(ره) از جنگ و نتايج و دستاوردهاي آن دست يافت. امام در پيام معروف به «منشور روحانيت» خود «نشاندادن امکان مبارزهي طولانی با ابرقدرتها21»، «شکستن ابهت دو ابرقدرت شرق و غرب22»، «صدور انقلاب23»، «احساس ذلت سردمداران نظامهای فاسد در مقابل اسلام24»، «اثبات مظلومیت خویش و ستم متجاوزان25»، «کمک به فتح افغانستان26»، «بیداری هندوستان و پاکستان27»، «علاقه به اسلامشناسی همهي جهان28»، «اسلامخواهی مردم آفریقا29» را به عنوان دستاوردهاي خارجي، و «بارورشدن حس برادری و وطندوستی30»، «محکمکردن ریشههای پربار انقلاب اسلامی31»، «رشد چشمگیر صنایع نظامی32»، «فهم این مسأله که باید روی پای خودمان بایستیم33» و از همهي اینها مهمتر «استمرار روح اسلام انقلابی34» و... را به عنوان دستاوردهاي داخلي جنگ تحميلي بيان مينمايند.
مردم انقلابی ایران با دفاع اعتقادی از مرزهای جغرافیایی کشور و کیان انقلاب اسلامی، روح وطندوستی و مبارزهي ایمانی دوشادوش یکدیگر را تجربه کردند و چنانچه شاهد بودهایم هرگاه بدنهي عمومی ملت با این نگاه به میدان آمده مشکلات را مرتفع نموده است. از طرف ديگر تحریم ایران ـکه حتا از جانب کشورهای اسلامی هم حمایت نشد ـ منجر به بهکارگیری بهینهي حداقل امکانات و رشد قوهي ابتکار و خلاقیت و کسب خودکفایی و روحیهي «ما میتوانیم» در زمینههای مختلف و علیالخصوص تاکتیکها و صنایع نظامی گردید.
اما سؤال اصلی این است که چرا از میان تمام برکات مذكور در بيان حضرت امام(ره) «استمرار روح اسلام انقلابی» مهمتر از بقيه بوده است؟ ایران انقلابی برخلاف آنچه عدهای پس از جنگ تبلیغ کردند هیچگاه از طمع جهانخواران و دسیسهچینی دشمنان خود آسایش نداشته و نخواهد داشت. فلذا از ضروريترين امور اين است كه روحیهي جهادی و انقلابی در مردم حفظ شود. روحیهای که در برههي سختی و غربت همواره عامل اصلی پیروزیها و موفقیتها بوده است. روحیهي تلاش شبانهروزی مخلصانه در مقابل دشمن و در راه آرمانهای بلند انقلاب هرچند متأسفانه در فضای آرمانزدایی و ایدئولوژیزدایی پس از جنگ تضعیف شد، اما كماكان تنها يگانه راه اصيل رشد انقلاب در عرصههای علمی، فرهنگی، سیاسی و... محسوب ميشود.
وجه ديگر روايت حضرت امام(ره) از جنگ ـ در معنای كلي آن ـ داشتند، غلبهي نگاه ایدئولوژیک، عمیق و تاریخی است که باز متأسفانه فاصلهي زیادی با آنچه عموماً در اذهان شكل گرفته است دارد:
«جنگ ما، جنگ حق و باطل بود و تمامشدنی نیست. جنگ ما، جنگ فقر و غنا بود. جنگ ما، جنگ ایمان و رذالت بود و این جنگ از آدم تا ختم زندگی وجود دارد35»، «جنگ ما، جنگ با عراق و اسرائیل نیست. جنگ ما، جنگ با عربستان و شیوخ خلیج فارس نیست. جنگ ما، جنگ با مصر و اردن و مراکش نیست. جنگ ما، جنگ با ابرقدرتهای شرق و غرب نیست. جنگ ما، جنگ مکتب ماست علیه تمامی ظلم و جور. جنگ ما، جنگ اسلام است علیه تمامی نابرابریهای دنیای سرمایهداری و کمونیزم. جنگ ما، جنگ پابرهنگی علیه خوشگذرانیهای مرفهین و حاکمان بیدرد کشورهای اسلامی است. این جنگ، سلاح نمیشناسد. این جنگ، محصور در مرز و بوم نیست. این جنگ، خانه و کاشانه و شکست و تلخی و کمبود و فقر و گرسنگی نمیداند. این جنگ، جنگ اعتقاد است. جنگ ارزشهای اعتقادی ـ انقلابی علیه دنیای کثیف زور و پول و خوشگذرانی است. جنگ ما، جنگ قداست، عزت، شرافت و استقامت علیه نابرابریهاست.36»
این جنگ اساساً از توحید و اعتقاد به خدای عادل و نفی عبودیت غیر خدا آغاز میشود و هرگونه حصار غیراصیل و محدودیت را از میان برمیدارد و آن را در خطقرمزهای کاذب و مرزهای جغرافیایی و... محصور نمیکند و بدانجا ختم میشود که «تا شرک و کفر هست، مبارزه هست. و تا مبارزه هست، ما هستیم.37»
بر اساس همین نگاه ـ که از مبنای توحیدی انقلاب اسلامی نشأت ميگيرد ـ است كه انقلاب ایران در قالب جنبشی انسانی، الهی و عدالتخواه و نه صرفاً شیعی معرفی میشود و مبلغان مختلفی را از ادیان مختلف و علیالخصوص اهلسنت را پیرو خود میکند.38
حضرت امام(ره) میفرمودند: «ما در جنگ یک لحظه هم نادم و پشیمان از عملکرد خود نیستیم.39» این در حالی است که متأسفانه در اذهان جوانان شبهاتی دربارهي عملکرد مسئولان کشور در مقاطعی از جنگ تحمیلی وارد شده است. شاید یکی از دلایل عمدهي این مسأله فقدان نگاه کلان به جنگ باشد. آنچه تاکنون بیشتر بدان پرداخته شده نگاه جزيی به جنگ بوده است. بدین معنا که كمابيش تنها عملکرد برخي سرداران شهید و سیرهي عملی ایشان ـ البته آنهم بهطور ناقص ـ موردتوجه بوده و صرفاً بر آمار و ارقام مربوط به عملیاتها و شرح اجرای آنها نیز تأکید شده است. اما روايتی که شرایط داخلی، منطقهای و بینالمللی را در هر برهه از زمان تشریح کند و چرایی شکلگیری عملیاتهای مختلف و اثرات آنها را به خوبی توضیح دهد تا مشخص گردد که هر اقدام و تصمیم کلان جنگ از چه پشتوانه و مقدماتی برخوردار بوده و در چه شرایطی اتخاذ شده است، مورد بيمهري قرار گرفته است.
نکتهي مهم در این روایت تاریخی، لزوم پرهيز از مصلحتاندیشی و محافظهکاری و اجتناب از ارايهي قرائتهای دولتی است که وظیفه را بر آگاهان بازمانده از آن دوران طلایی سختتر میکند.
پايان بحث را به سخنی از حضرت امام(ره) که بیانگر روح واقعی جنگ ما بوده است اختصاص میدهیم. هرچند سیطرهي نگاههای مادی درک آن را مشکل کرده است: «ما متوقع نیستیم که شرق و غرب به ما کمک کنند. ما کمکمان را از خدا ميخواهیم. تا حالا هم کمک کرده و ما هم نتیجهاش را تا حالا دیدهایم و من امیدوارم از این به بعد هم ببینیم. به شرط اینکه ما هم خدمتگزار به اسلام باشیم. خدمتگزار به خدا باشیم. ان تنصروا الله ینصرکم. ما هم نصرت بکنیم انشاءالله40.»
پینوشتها:
1و2و3و4و5و6و7و8و9و15و21و22و23و24و25و26و27و28و29و30و31و32و33و34و35و39: امامخميني(ره)، منشور روحانيت، 3/12/1367
10و11و12: تعابير از شهيد سيدمرتضي آوینی در كتاب «گنجینه آسماني» است.
13: دکتر محمد لگنهاوزن (فیلسوف آمریکایی) ـ مصاحبهي حضوری نویسنده
14و16و18: دکتر احمد حنیف (مبارز کانادایی) ـ مصاحبهي حضوری نویسنده. منتشرشده در ویژهنامهي «گذشتههای همیشگی»، روزنامهي همشهری، بهمن 84
17: ر.ک. «عصر امامخمینی(ره)»، میراحمدرضا حاجتی
19: ر.ک. «سالهای رنج؛ زندگی شهید صدر»، شیخ نعمانی
20: دکتر ابراهیم فیاض، مصاحبهي حضوری نویسنده. نشریهي امتداد، شمارهي 5
36: امامخميني(ره)، 13/4/1367
37: امامخميني(ره)، 29/4/1367
38: ر.ک. «انقلاب اسلامی»، کلیم صدیقی، ترجمهي سیدهادی خسروشاهی
40: امامخميني(ره)، 14/12/1367
منبع: وبلاگ آرمانخواهی
بچه مشد
باورهای یک جوان مشهدی در حوزه فرهنگ و هنر دفاع مقدس
+ نوشته شده توسط بچه مشد در یکشنبه سی و یکم شهریور 1387 و ساعت
17:35 |

